زهرا محسنی فر

دوران جهادهای پساشمشیری

گذر از ماده ی سیاه بدبو به طلای سیاه
هنوز در گوششان صدای چکاچاک شمشیرها می‌پیچید. از آفتاب سوزنده میدان نبرد، چهره‌هاشان برشته بود و از غم سوزناک فراق دوستان، دل‌هاشان بریان. پاکباز رفته و سرافراز برگشته بودند. فرشته مرگ، دور سرشان گشته و دور و برشان را در آغوش کشیده بود. گلوله زخمی تن رنجورشان را دشت شقایق کرده بود. اما حادثه کوبنده مرگ، کوه شجاعتشان را از جا نجنبانده بود و بیدشان با تندباد اجل، نلرزیده بود. آزمون جهاد فی سبیل الله را از سر گذرانده و آمده بودند تا مُهر قبولی رسول الله پای کارنامه عمل سنگینشان بنشیند.
«مرحبا به شما ای مردان میدان! تلاش کوچکتان را خدا قبول کند! بشتابید به سوی جهاد بزرگتر». آب سردی بود یا تلنگر، هر چه بود پیامبر خدا بابی از معرفت را پیش رویشان گشوده بود.
عزیزترین دارایی، جان شیرین است و بزرگ‌ترین دشمن، نفس غدار قداره‌بند. جایی میان دو پهلو بین این دو جنگ است؛ خون و خونریزی. نکشی، کشته می‌شوی. تا نَفَس هست، نفس هست و تا نفس هست، جنگ هست. تا دلبستگی را کنار نگذاری، به وارستگی نمی‌رسی. تا مثل شهید زندگی نکنی، شهید نمی‌میری. دنیا فرشته‌صورت و دیوسیرت است. کرشمه می‌کند و دشنه می‌زند. باید گذاشت و گذشت. دل نبست و دل سپرد. این‌ها، دو دو تا چهارتای جهاد اکبر است.
«خرمشهر را خدا آزاد کرد»، اما هنوز «خرمشهرها در پیش داریم.» جنگ سخت تمام شد و جنگ‌های نرم تمامی ندارد. رزمنده دیروز، صنعتگر امروز است. دلاوران گذشته جای خودشان را به نوآوران حال داده‌اند. خاکریزها و خندق‌ها و مین‌زارهای میان ما و دشمن برچیده و سد تحریم برافراشته شده. دیروز، دشمنِ شناسنامه‌دار روبه‌رویمان بود و امروز در فضای مجازی باید با اشباح بجنگیم. دیروز شهید می‌دادیم و امروز تلفات. میدان، همان میدان جهاد است، اما این زمین بازی است که مدام تغییر می‌کند و پیچیده‌تر می‌شود.
نفت از دل زمین می‌جوشد اما استخراج آن، خون دل می‌خواهد. شهرها را مردان بیابان‌پرور آباد می‌کنند. آن‌ها که برایمان بهشت می‌خواهند و خود، زندگی برزخی اقماری دارند. با بیلرسوت به جنگ جهنم آفتاب می‌روند. دل به سکوی دریایی می‌زنند تا آب در دل اقتصادمان تکان نخورد. چرب و شیرینِ کار در کمپانی‌های غربی و حقوق نجومی شیخ‌نشین‌ها را بی‌منت رها می‌کنند تا صنعت نفت ما ملی بماند. از اعماق دریا تا قله کوه‌ها، سازه‌های فولادی و بتنی را بنا می‌کنند تا از ژرفای زمین ثروتی خلق کنند و جایگاه ایران را به فراخنای آسمان برسانند.
درست یا غلط، نان اقتصاد ما با نفت چرب می‌شود و ملی شدن صنعت نفت، نان استعمار را آجر کرده‌است. جریان تحریم‌ها شریان نفت را هدف گرفته و ما با جهاد صنعتی توانسته‌ایم از نقمت «ماده سیاه بدبو» به نعمت «طلای سیاه» برسیم. درون‌مایه این جهاد، همان خمیرمایه جهاد در دفاع مقدس است. کارهای بزرگ، آدم‌های خودساخته و از خودگذشته می‌خواهد. آنچه نزد ماست، فانی است؛ این ایثار است که جاودانگی می‌آفریند.
مرحبا به شما ای مردان میدان!
آخرین اخبار و رویدادها